X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

به بهانه سال نوی میلادی

اول از همه سال نوی میلادی بر جهانیان مبارک باشه. امید که سال جدید ، سال صلح و آرامش باشه.


دوم اینکه این روزهای پایان سال میلادی یه جور خاصی جذابه. افراد در رشته ها و حیطه های مختلف ، عملکرد یکساله خود رو گزارش میدن. اتفاقات خوب و بد رو مرور میکنن و بهترینهای سال رو هم مشخص میکنن.


گفته شده که در سال گذشته چند اتفاق خیلی مهم افتاده که دنیا و علم رو خیلی تحت تاثیر قرار داده.

یکی اینکه دانشمندان سیاره ای مشابه زمین کشف کردن. خیلی جالبه.

 در عالم هستی و خیلی دور از ما ، سیاره ای شبیه زمین کشف شده.

اگر علم بتونه اونو بهتر بشناسه شاید حیات در اونجا هم باشه. شاید انسانها و یا گیاهان و جانوران. چقدرررر جذاب.


یکی دیگه اینکه فریز کردن بدن یک دختر که فکر کنم 14 ساله بود و سرطان داشت و دوست نداشت بمیره و با رضایت خودش و خانواده اش فریزش کردن که بعدا که علم پیشرفت کرد و توانست درمانی برای سرطان پیدا کنه، اونو از فریز در بیارن و عمری دوباره به دخترک بدن.

این خبر خیلی برام جذاب بود. خیلی.


و دیگری اینکه بچه ای با سه والد بوجود اومد!

یعنی از سه نفر تشکیل شده.

اسپرم پدرش.

ژنوم و هسته سلولی مادرش.

سیتوپلاسم زن دیگری.

اینطوری که من شنیدم!!


نمیدونم چقدر در زمینه ژنتیک اطلاعات دارید ولی این موضوع خیلی شگفت انگیز و جذابه.

یکم براتون توضیح میدم در حد فهم خودم.


هر سلول از دو بخش تشکیل شده. هسته و سیتوپلاسم. که هسته دارای DNA و ژنوم هست و سیتوپلاسم هم اجزای مختلفی داره که هر کدوم کار خاصی بر عهده شونه.

برای اینکه زاد آوری شکل بگیره ، باید ژن هایی که در هسته هستن یه جوری خودشونو بروز بدن. تبدیل بشن به پروتئین و این پروتئین ها هر کدوم شکل خاص و وظیفه خاصی دارند که میشه ظاهر امر.

مثلا یه پروتئین خاصی رنگ چشم رو میسازه. یه پروتئین خاصی میزان قند خون رو تنظیم میکنه. یه پروتئین خاصی در رشد اندامها تاثیر داره و هزاران چیز دیگه.


کل فعالیتهای بدن ما و کل خصوصیات فیزیکی و روحی و مغزی ما همه و همه در گرو پروتئین ها هستن و توسط پروتئینها مدیریت میشن.

و حالا پروتئین خودشون چطور بوجود میان ؟ یا اینکه چه کسی میگه که کدوم کار انجام بشه؟

این قسمت مربوط میشه به ژنوم موجودات. به ساختار ژنی و DNA  آنها.

روزی که اون اتفاق بزرگ یعنی لقاح صورت میگیره سرنوشت یک موجود رقم میخوره.

رشته DNA بدنش از ترکیب تصادفی DNAمادرش و پدرش بوجود میاد.

این تصادف مهم خیلی خیلی مهمه چون سرنوشت یک فرد رو رقم میزنه. اینکه بدنش سالم باشه. اینکه مغز سالمی تشکیل بشه. اینکه باهوش بشه. اینکه زیبا بشه. اینکه بد چهره بشه. اینکه نقص عضو پیدا کنه. اینکه موهاش کم پشت باشه. اینکه کند ذهن باشه. اینکه عضلات قوی داشته باشه. اینکه بیماری خاصی داشته باشه یا هر اتفاقی که در مدت حیات اون فرد میوفته در ارتباط مستقیم با ژنوم فرده. و در مراحل بعد محیطی که ژن ها خودشونو بروز میدن.


چون ما میدونیم ممکنه ژن خاصی در بدن ما طی لقاح بوجود اومده باشه اما محیط اجازه بروزش رو نده.

و یا ممکنه محیط شرایط رو برای بروزش فراهم کنه.


میخوام بگم پروتئین باید ساخته بشه تا ما زنده بمونیم. تا چشمامون ببینه. تا عضلات دستهامون حرکت کنه تا معده مون فعالیت کنه و غذاها رو هضم کنه و ....


این پروتئین دستورشو از هسته سلول و ژن میگیره اما در سیتوپلاسم تولید میشه و اگر سیتوپلاسم مشکل داشته باشه دیگه نمیتونه فردی رو بوجود بیاره.


بهمین دلیل ژنوم مادر رو که در هسته سلول تخم اون بود جدا کردن و از طرفی سلول تخم یک زن دیگه رو هسته اش رو درآوردن و خالی کردن. چون فقط سیتوپلاسمشو میخواستن. بعد ژنوم مادر اصلی رو درش قرار دادن و بعد با اسپرم پدر لقاح دادن و فرزندی بوجود اومد که الآن زنده است و داره زندگی میکنه.


دنیای ژنتیک و زیست شناسی دنیای بسیااااار زیبایی است.

من چقدر از خوندن کتاب در این زمینه کیف میکنم. همین روزها داشتم در مورد تنظیم بیان ژن میخوندم که این خبر رو شنیدم.

تنظیم بیان ژن یعنی ایکنه کدوم ژن فعال بشه و بروز پیدا کنه و کدومش خاموش بمونه و منتظر بمونه تا شرایط براش فراهم بشه.


* * * فردا تولد شکلاته. عزیزم انگار همین دیروز بود موش کوچولو بدنیا اومد. امشب خواهرم براش تولد میگیره. حیف که من اونجا نیستم.

شکلات دو تا دندون بزرگ در جلوی فکش داره. ملوس وقتی میخنده چهره اش باحال میشه.


* * * فکر کنم دوباره اوضاع معده ام بهم ریخت. چند روزه دوباره دل دردهام شروع شده.


* * * یه حرفهایی میاد تو ذهنم راجع به تجملات ولی کلمات برام جفت و جور نمیشه که بخوام منظورمو برسونم. شاید بعدا با ذهنی آروم تر ازش صحبت کنم.


* * * چند وقتیه دستور زبان فارسی برام مهم شده. اینکه کلمات درست ادا بشه. املاشونو درست یاد بگیرم و درست بنویسم. از کلماتی استفاده کنم که فارسی باشند. اینها رو در دستور کارم گذاشتم.


* * * مقوله سیاست روز به روز نفرت انگیز تر میشه برام. و حالم بهم میخوره از سیاسیون!

آخه چقدرررر دروغ! تا کی دروغ! بخدای احد که خداوند وجود داره و روز جزا وجود داره ولی حیف که اغلب افراد یادشون میره.





تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395 | 12:14 | نویسنده : marzi | نظرات (17)


  • paper | فروش رپورتاژ آگهی ارزان قیمت | فروش
  • فروش رپورتاژ آگهی ارزان قیمت | فروش رپورتاژ
  •  به بهانه سال نوی میلادی - روزهای زندگی

    به بهانه سال نوی میلادی

    اول از همه سال نوی میلادی بر جهانیان مبارک باشه. امید که سال جدید ، سال صلح و آرامش باشه.


    دوم اینکه این روزهای پایان سال میلادی یه جور خاصی جذابه. افراد در رشته ها و حیطه های مختلف ، عملکرد یکساله خود رو گزارش میدن. اتفاقات خوب و بد رو مرور میکنن و بهترینهای سال رو هم مشخص میکنن.


    گفته شده که در سال گذشته چند اتفاق خیلی مهم افتاده که دنیا و علم رو خیلی تحت تاثیر قرار داده.

    یکی اینکه دانشمندان سیاره ای مشابه زمین کشف کردن. خیلی جالبه.

     در عالم هستی و خیلی دور از ما ، سیاره ای شبیه زمین کشف شده.

    اگر علم بتونه اونو بهتر بشناسه شاید حیات در اونجا هم باشه. شاید انسانها و یا گیاهان و جانوران. چقدرررر جذاب.


    یکی دیگه اینکه فریز کردن بدن یک دختر که فکر کنم 14 ساله بود و سرطان داشت و دوست نداشت بمیره و با رضایت خودش و خانواده اش فریزش کردن که بعدا که علم پیشرفت کرد و توانست درمانی برای سرطان پیدا کنه، اونو از فریز در بیارن و عمری دوباره به دخترک بدن.

    این خبر خیلی برام جذاب بود. خیلی.


    و دیگری اینکه بچه ای با سه والد بوجود اومد!

    یعنی از سه نفر تشکیل شده.

    اسپرم پدرش.

    ژنوم و هسته سلولی مادرش.

    سیتوپلاسم زن دیگری.

    اینطوری که من شنیدم!!


    نمیدونم چقدر در زمینه ژنتیک اطلاعات دارید ولی این موضوع خیلی شگفت انگیز و جذابه.

    یکم براتون توضیح میدم در حد فهم خودم.


    هر سلول از دو بخش تشکیل شده. هسته و سیتوپلاسم. که هسته دارای DNA و ژنوم هست و سیتوپلاسم هم اجزای مختلفی داره که هر کدوم کار خاصی بر عهده شونه.

    برای اینکه زاد آوری شکل بگیره ، باید ژن هایی که در هسته هستن یه جوری خودشونو بروز بدن. تبدیل بشن به پروتئین و این پروتئین ها هر کدوم شکل خاص و وظیفه خاصی دارند که میشه ظاهر امر.

    مثلا یه پروتئین خاصی رنگ چشم رو میسازه. یه پروتئین خاصی میزان قند خون رو تنظیم میکنه. یه پروتئین خاصی در رشد اندامها تاثیر داره و هزاران چیز دیگه.


    کل فعالیتهای بدن ما و کل خصوصیات فیزیکی و روحی و مغزی ما همه و همه در گرو پروتئین ها هستن و توسط پروتئینها مدیریت میشن.

    و حالا پروتئین خودشون چطور بوجود میان ؟ یا اینکه چه کسی میگه که کدوم کار انجام بشه؟

    این قسمت مربوط میشه به ژنوم موجودات. به ساختار ژنی و DNA  آنها.

    روزی که اون اتفاق بزرگ یعنی لقاح صورت میگیره سرنوشت یک موجود رقم میخوره.

    رشته DNA بدنش از ترکیب تصادفی DNAمادرش و پدرش بوجود میاد.

    این تصادف مهم خیلی خیلی مهمه چون سرنوشت یک فرد رو رقم میزنه. اینکه بدنش سالم باشه. اینکه مغز سالمی تشکیل بشه. اینکه باهوش بشه. اینکه زیبا بشه. اینکه بد چهره بشه. اینکه نقص عضو پیدا کنه. اینکه موهاش کم پشت باشه. اینکه کند ذهن باشه. اینکه عضلات قوی داشته باشه. اینکه بیماری خاصی داشته باشه یا هر اتفاقی که در مدت حیات اون فرد میوفته در ارتباط مستقیم با ژنوم فرده. و در مراحل بعد محیطی که ژن ها خودشونو بروز میدن.


    چون ما میدونیم ممکنه ژن خاصی در بدن ما طی لقاح بوجود اومده باشه اما محیط اجازه بروزش رو نده.

    و یا ممکنه محیط شرایط رو برای بروزش فراهم کنه.


    میخوام بگم پروتئین باید ساخته بشه تا ما زنده بمونیم. تا چشمامون ببینه. تا عضلات دستهامون حرکت کنه تا معده مون فعالیت کنه و غذاها رو هضم کنه و ....


    این پروتئین دستورشو از هسته سلول و ژن میگیره اما در سیتوپلاسم تولید میشه و اگر سیتوپلاسم مشکل داشته باشه دیگه نمیتونه فردی رو بوجود بیاره.


    بهمین دلیل ژنوم مادر رو که در هسته سلول تخم اون بود جدا کردن و از طرفی سلول تخم یک زن دیگه رو هسته اش رو درآوردن و خالی کردن. چون فقط سیتوپلاسمشو میخواستن. بعد ژنوم مادر اصلی رو درش قرار دادن و بعد با اسپرم پدر لقاح دادن و فرزندی بوجود اومد که الآن زنده است و داره زندگی میکنه.


    دنیای ژنتیک و زیست شناسی دنیای بسیااااار زیبایی است.

    من چقدر از خوندن کتاب در این زمینه کیف میکنم. همین روزها داشتم در مورد تنظیم بیان ژن میخوندم که این خبر رو شنیدم.

    تنظیم بیان ژن یعنی ایکنه کدوم ژن فعال بشه و بروز پیدا کنه و کدومش خاموش بمونه و منتظر بمونه تا شرایط براش فراهم بشه.


    * * * فردا تولد شکلاته. عزیزم انگار همین دیروز بود موش کوچولو بدنیا اومد. امشب خواهرم براش تولد میگیره. حیف که من اونجا نیستم.

    شکلات دو تا دندون بزرگ در جلوی فکش داره. ملوس وقتی میخنده چهره اش باحال میشه.


    * * * فکر کنم دوباره اوضاع معده ام بهم ریخت. چند روزه دوباره دل دردهام شروع شده.


    * * * یه حرفهایی میاد تو ذهنم راجع به تجملات ولی کلمات برام جفت و جور نمیشه که بخوام منظورمو برسونم. شاید بعدا با ذهنی آروم تر ازش صحبت کنم.


    * * * چند وقتیه دستور زبان فارسی برام مهم شده. اینکه کلمات درست ادا بشه. املاشونو درست یاد بگیرم و درست بنویسم. از کلماتی استفاده کنم که فارسی باشند. اینها رو در دستور کارم گذاشتم.


    * * * مقوله سیاست روز به روز نفرت انگیز تر میشه برام. و حالم بهم میخوره از سیاسیون!

    آخه چقدرررر دروغ! تا کی دروغ! بخدای احد که خداوند وجود داره و روز جزا وجود داره ولی حیف که اغلب افراد یادشون میره.





    تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395 | 12:14 | نویسنده : marzi | نظرات (17)