X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 23 دی 1395 @ 01:26

ابد و یک روز

در راستای ارتقا فرهنگمان فیلم می بینیم.

این بار : 

ابد و یک روز 


با دیدن این فیلم حس خاصی بهم دست داد. خیلی خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. یکی از زیباترین فیلم هایی بود که در عمرم دیدم.


توصیه میکنم حتما این فیلم رو بگیرید و ببینید.


موضوع فیلم درباره اعتیاد و طبقات ضعیف جامعه است. 

از شخصیت سمیه خیلی خوشم اومد که چون نوری در آن تاریکی و ظلمات بود. پناهی بود برای همه. مهربانیش به همه یکسان بود حتی با وجود اخلاقیات بد اطرافیانش.


تو دو سکانس نتونستم جلوی خودمو بگیرم و هم من و هم همسری اشکمون دراومد. در پایان فیلم مثل همیشه من و همسری فیلم رو تحلیل کردیم.



* * * بخاطر مهمانها، افراد به جنب و جوش افتادن. مدام تمیز میکنن. منم که باید جلوی این افراد خدمه هی برم آشپزخونه و آشپزی کنم. چقدر بدم میاد. سعی میکنم وقتی نیستن برم اونجا. 

امروز که کلا از در اتاق بیرون نرفتم. ناهار رو هم رفتیم بیرون رستوران خوردیم. چسبید حسااابی. مثل چسب دوقلو.


* * * این چند روز خیلی حزن داشت. ما هم که بدون تلویزیون، بدون همه چی. کلافه شدیم. با یه اینترنت فکسنی اخبار رو رصد میکردیم.

منم که در جنگ با زوائد شکست خوردم و متاسفانه از فضای مجازی نتونستم دل بکنم! از خودم بدم میاد. بی اراده بودنم خیلی تو ذوقم زد.

آقا بخدا سخته. البته قبول دارم من خیلی کم کاری کردم. کاملا برام ملموسه که رسیدن به اهداف بزرگ کار من نیست گرچه من تواناییهایی بزرگ دارم. استعدادهایی که استفاده نمیشن متاسفانه. 


اما مدام با خودم تکرار میکنم :

 

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود


بنابراین من این راهو ادامه میدم هرچند تا پایان عمر طول بکشه و من به خواسته ام نرسیده باشم.


به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر به مقصد نرسم به قدر وسع بکوشم


* * * بابام باید آنژیوگرافی کنه  ):

خیلی غمگینم. هر بار که باهاش حرف میزنم بزور جلوی خودمو میگیرم. آخرشم گریه ام میگیره.

نگران حالشم. بابام سال 86 یک سکته قلبی رو رد کرد. از اون سال به بعد من همش نگران استرسها و قلبشم.

چند وقتیه که قفسه سینه اش میگیره و اذیته. تست ورزش انجام داد. دکتر گفت باید آنژیوگرافی بشی تا ببینیم وضعت چطوره.

پارسال هم که بابام شکمش پاره بود و عمل سختی انجام داد و الآن خداروشکر از اون بابت خوبه.

نمیدونم بابت کدوم مریضی خودش و مامان ناراحت باشم و غصه بخورم. بس که این دو گل بیماریهای جورواجور دارن.


* * * درباره فضا و نجوم و عالم هستی که میخونم حالم یه جوری میشه. خیلی کیف میکنم. بزرگی خدا روز به روز برام ملموس تر میشه. تا حالا تو دنیای ژنتیک و مولکولها و سلولها بزرگیشو میدیدم و حالا در نجوم و فضا.


* * * امروز بعد مدتهاااااا من خرید درمانی کردم. کیف داد.

نظرات (6)
نسیم ||
دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 12:36
اتفاقا مهدی دانلودش کرد ولی هنوز نویان خان فرصت نداده ببینیمش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببینش و لذت ببر.
اگه همچین فیلم هایی به پستت خورد به منم معرفی کن. فیلمهایی با درون مایه فلسفی خیلی دوست میدارم
نسیم ||
دوشنبه 27 دی 1395 ساعت 10:29
ابد و یک روز عالیییی بود عالیییی منم تازه دیدمش و منم نتونستم جلوی خودمو بگیرم! دید کارگردانش عالی بود و بهتر از اون بازی بازیگراش.
ایشالا که بلا دوره عزیزم نگران نباش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره فیلم خیلی خوبی بود. ولی بازم به پای اتاق نمیرسه. اتاق تو رتبه بندی جهانی نمره 8 و خورده ای از 10 گرفت. اون خیلی عالیه.

ممنون عزیزم. ان شاالله
بهامین ||
شنبه 25 دی 1395 ساعت 02:18
واقعا فیلم فوق العاده ای
بی نظیره
خرید درمانی عالیه من عاشق خریدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره همینطوره. منم عاااشقشم
مهتاه ||
جمعه 24 دی 1395 ساعت 12:42
جالبه که میگی ابد و یک روز قشنگه. آخه شنیده بودم همش بدبختی هست مثل همه ی فیلم های دیگه ایرانی.
کاش یکم جنبه روشن زندگی هم ت فیلمای ایرانی نشون بدن.
اگه بشم امشب میریم میبینیم:)
ممنون از پیشنهادت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره دقیقا همش درباره بدبختی قشر ضعیف جامعه است!
مگه قشنگی به رفاه و آسایش در فیلمهاست؟!
به نظرم از این بابت قشنگ بود که حس فلاکت و بیچارگی رو قشنگ به بیننده القا میکنه و اینکه چقدر این زندگی نفرت باره اما در درون همین بدی ها گاهی روزنه های امیدی برای زندگی کردن هست مثلا در این فیلم باهوش بودن نوید پسر کوچولوئه و یا وجود سمیه بعنوان آرامش بخش و پناهگاه اون خونه که همه ی اعضای خانواده قبولش دارن و بهش اعتماد دارن و احترام میگذارن و نبودش براشون سخته.
الهه ||
پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 10:06
سلام اجی خوبی ان شاءالله که پدرت زود خوب میشه اجی تو اراده ات خیلی خوبه به این فکر نکن که اراده ات ضعیفه ان شاءالله درست میشه عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنونم
ان شاالله
بنفشه ||
پنج‌شنبه 23 دی 1395 ساعت 09:27
چرا با این اوقات فراغتی که داری مصمم شروع نمیکنی به درس خوندن واسه ادامه تحصیل. حیف نیست این جوری هدفمند میشی فکر و خیال نمیکنی......
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا نمیدونم. باید سعی کنم ولی حس میکنم اراده ام کمه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد