X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
چهارشنبه 13 بهمن 1395 @ 22:53

یک خط در میان

من یک خط در میان حال روحی ام مساعد نیست!!!

چرا؟

خودم هم نمیدونم. خیلی الکی و بیخود.

معلوم نیست چطور یهو دلم یه جوری میشه و حس خاصی پیدا میکنم.

هوا همون هواست.

فضا همون فضاست.

همسرجانم همونی هست که بود.

خانواده و حال و روزشون همونه که بودند.

من اما ...

یه روز خوشحالم و سرشار از محبت و عشق و احساسات خوب و امیدهای بیکران و یه روز هم مثل الآن. در عین حال که همه چی برام فراهمه. در عین حال که همه چی مهیای لذته. درد دوره. رنج فعلا رفته پی کارش. دنیا به نسبت چند روز قبل آرومتره. پول هست. امکانات هست. زمان هست.

نمیدونم چه مرگمه!


نمیدونم!!


پی نوشت :


فهمیدم چرا حالم یه جوریه.

از وقتی هدفم رو دانستن قرار دادم، به واسطه این هدف کلی تغییر در فرم زندگیم رخ داد.

خب مرضی که اون وقتا یک دقیقه هم در روز مطالعه نداشت حالا بطور متوسط 4 -5 ساعت مطالعه داره.

نحوه تفکرم ، نحوه نگرشم با این کار داشت تغییر میکرد. دیدم نسبت به اطرافم بهتر شده. بهتر نه به معنای خوب دیدن، بلکه به معنای دریافت حقیقت و فهم اون.

به طبعش مثبت اندیشی هم در من زیاد شد اما ....

مطالعه مداوم کار دشواریه. پایبندی به این امر خیلی سخته اونم در دنیایی پر از سرگرمی های کاذب.

آدمی هم که زود اسیر دنیا و مادیات و سرگرمیهاش میشه.


سختمه که اعتراف کنم من در جنگ با این ظواهر خیلی ضعیف نشون دادم. اولش خوب بودم اما نمیدونم چی شد یهو انگیزه هام کم شد، تلاشم کم شد. رشته افکارم از هم گسست. اهدافم ازم دور شدند و دستیابی بهشون داره کم کم آرزو میشه.

اما من به چشم دارم می بینم افرادی رو که پشتکار داشتند و خودشونو در این مسیر حفظ کردند و متعالی شدند.

میخوام مثل اونها بشم. اما موندم چه کنم.

راههای زیادی رو امتحان کردم. برنامه ها نوشتم.

برنامه های ریز و جزئی. حتی برای دقیقه هام. تو همچین برنامه دقیقی که حتی تفنن ها جای مخصوص داره، لذتها و کارهای دوست داشتنی جای بخصوص داره اما در کنارش کارهای مفید و معنوی جایگاهشون درسته، چرا من پایبندی ام به چنین برنامه ای کمه؟؟؟؟؟


الآن شبانه روز در حال واکاوی خودم هستم که چی میشه که از برنامه ام عدول میکنم؟

چی میشه که یک چیز و بر چیز دیگر ترجیح میدم؟؟

با همسری که حرف میزنم ، میگه همه همینطورن. حدود 80 درصد افراد و انسانها همینطورن. فقط 20 درصد هست که هدف دارن و میدونن دارن چیکار میکنن. براش تلاش میکنن و یه لحظه هم اسیر زوائد نمیشن. 

همسری میگه درصد این افراد کمه. ولی ما هم میتونیم جزوشون باشیم اگر بخواهیم!!!

خب من میخوام.

این خواستن چطوریه؟

من چه کنم؟

بخدا موندم که چه باید کردن!!

حس میکنم اینها ارتباط مستقیمی با تنبلی و تن پروری داره. و این امر از بچگی در درون ما نهادینه شده.

مقایسه میکنم.

می بینم افرادی هستند که از بچگی پدر و مادرشون در گوششون گفتن که راه زندگیت اینه. مسیر درست اینه. تمام فکر و ذکر بچه رو از همون طفولیت تو این مسیر والا نگه داشتند. البته اول خودشون الگوی خوبی براش بودند بعد به بچه گفتند و بعد راهشو هم بهش نشون دادند و ابزارهاشو هم در اختیارش قرار دادند.

خب کسی که از کودکی به امری عادت کنه این کار برای ابد در دل و ذهنش گنجانده میشه و ناخودآگاه انجامش میده. کلا روحش و حتی سلولهای بدنش اینو دریافته که مسیر درست اینه ولا غیر.


اما کسی که سرگردونه و پدر و مادر خودشون هم هدف خاصی نداشتن و در زندگی تلاشی هم نکردند برای هدف دار شدن و مورد الگو بودن برای بچه شون، خب معلومه که بچه هم به طبعش سرگردونه و نمیدونه باید چه کنه.

به فرض که در بزرگسالی بچه فهمید گیر کار کجاست و خواست اونو اصلاح کنه، حالا بعد داشتن عادتهای نادرست، خیلی خیلی سخته تغییر فکر. تغییر روش زندگی. تغییر دیدگاه.


و من الآن شدیدا درگیرم!

تغییرات رو از زمانیکه تونستم بفمم و احتمالا سن بلوغ بود، شروع کردم.

ولی فرم زندگی دلخواهم رو هنوز پیدا نکردم و من هنوز درگیر عادتهای غلط زندگی ام.

و چقدررررر طول میکشه اینکار.

مگه من چقدر عمر میکنم؟!

پس کی به خواسته هام برسم و لذت ببرم؟!


الآن همش دارم فکر میکنم ساعات شبانه روز کمه برای فهمیدن. اما دقیقا با وجود دونستن این امر ، من دارم کارهایی بی ارزش انجام میدم!!!!!

آخه چرا؟؟

وقت و عمر به سرعت برق و باد میگذره. کلی چیز هست که باید فهمید و یاد گرفت اونوقت من خیلی ریلکس به کارهای بیهوده خودمو سرگرم میکنم حتی با دانستن این امر مهم!!!

 و من از خودم در تعجبم.

و حالم گاهی خیلی زیر و زبر میشه و بدم میاد از همه چیز. حتی در اوج خوبی و خوشی.


نظرات (6)
الهه ||
دوشنبه 18 بهمن 1395 ساعت 14:55
سلام اجی خوبی ممنونم اجی خوبم شکر
راستی اجی برادرت رفت پیش اون دکتره که قبلا بهت گفتم؟!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون.
نمیدونم. فکر نکنم رفته باشه
نسیم ||
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 10:41
مرضی جون حرف هات منطقی و درسته. با آقای همسر هم کاملا موافقم 80% ما همینیم. سخته جز اون 20% باشیم، ولی غیرممکن نیست. گرچه به نظر من تو هم دیگه خیلی داری سخت میگیری. به نظر من باید از دقیقه دقیقه زندگیت لذت ببری. مهم تویی، ببین چی باعث احساس رضایتت میشه. مهم نیست حس رضایت تو ممکنه حتی یه کاره بیهوده برانگیخته کنه، ولی به نظر من همون هم ارزش داره. البته این نظر شخصی منه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میدونی نسیم من زیاد فکر میکنم. دارم ربط بین مسائل رو می فهمم. کلا ذهن درگیری دارم
همیشه فکرمیکنم که هدف از آفرینش ما چیه؟ ما در زندگی چه باید بکنیم که درست باشه. واسه همین همش دنبال راهی هستم برای زندگی و عمر مفید. دنبال هدف هستم. یه چیزی که منو از این سرگردونی دربیاره و بواسطه اش خودمو گسترش بدم. خب حس کردم شاید مطالعه، دانستن، فهیم بودن، عاقل بودن و اهل تفکر بودن میتونه هدف خوبی باشه. یه هدف متعالس که هم دنیامونو بسازه و هم آخرتمون. این شد که افتادم در این مسیر و الآن همش دارم روی خودم کار میکنم که عادات بد گذشته رو ترک کنم بجاش شیوه جدید اندیشیدن و زندگی کردن و نگرش جدیدمو جایگزین کنم. خب این خیلی کار میبره. دل کندن از علائق پوچ. وقت گذرانیهای بیهوده. تعلقات دنیوی شدید که من دارم، اینها نمیذاره متعالی بشم. واسه همینه کلا دپرس میشم. توانایی مدیریت خودمو ندارم متاسفانه!!

ولی من لذت میبرم همیشه. شاید مسخره به نظر بیاد من برای غذا خوردن هم کلی ذوق میکنم. برای یه خرید کوچولو. برای عاشقانه های خودم و همسری. برای بودن بابا و مامانم. برای داشتن موطلایی و گندمی و شکلات. برای گلها و درختان و طبیعت زاگرس عزیزم. من ذوق همه شونو دارم و بخاطرشون لذت میبرم. من حتی چند صباح بارداری و بچه داشتنم رو لذت بردم. هرچند با زجر و بدبختی بود.
سپیده مامان درسا ||
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 ساعت 16:53
چقدر بده این حال بدی های الکی
الهی همیشه حال دلت خوب باشه دوست جونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره واقعا
ممنون گلم
Ray ||
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 ساعت 14:20
عزیرم زنگ بزن رادیو جوان با دکتر فرهنگ هولاکویی همینارو دقیقا درمیون بذار. جوابتو مستقیم و جامع بهت میده. از نت سرچ کن زمانشو. اگر باهاش اشنا بشی عاشقش میشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه حتما امتحان میکنم صحبت با ایشون رو.
ممنون از راهنماییت
الهه ||
پنج‌شنبه 14 بهمن 1395 ساعت 13:55
سلام اجی خوبی چی بگم اما همیشه باید قوی و استوار باشی اجی ان شاءالله که بتونی به خواسته ات برسی اجی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آجی. ممنون
الهه ||
چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت 23:42
سلام اجی خوبی شاید به خاطر دوری از خانواده ات باشه این حالت ان شاءالله که درست میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوبم.
تو خوبی؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد