X
تبلیغات
زولا

کم کم فرم مطالعات رو تغییر میدیم و به سمت فلسفه گرایش پیدا میکنیم. چون حس میکنم خیلی بهش نیاز دارم.

کتابی به نام فلسفه ای برای زندگی رو شروع کردم به خوندن. از همین اولش مجذوبش شدم. حس میکنم خیلی به این کتاب نیاز داشتم و به پیشنهاد دوست کتابخوانم ، اونو گرفتم و میخوام در نوروز مطالعه اش کنم.

این کتاب مناسب افرادی است که نمیدونن برای چی زندگی میکنن. هدفشون چیه اصلا. برنامه زندگی چیه. اصلا چرا به دنیا اومدن. تو زندگی باید چه کنن. منظور راهکارهای عملی برای بهتر زیستن هست.

معمولا افراد اهداف کوتاه مدت دارند در زندگی ولی از اغلب افراد که بپرسی ، می بینی جوابی برای این سوال که هدفت در دنیا و در مدت زمان عمرت چی هست، ندارند!

این کتاب طبق گفته های نویسنده در مقدمه میخواد به این سوالات جواب بده و راههای عملی برای شاد بودن، زندگی مفید داشتن، هدف داشتن در زندگی و نکات این چنینی داره.

مرضی که همیشه از کتابهای حوزه علوم انسانی و مخصوصا فلسفه بیزار بود، حالا در زندگی به جایی رسیده که به شدت به این جور کتابها نیاز داره تا آروم بشه و راه و مسیر زندگیشو پیدا کنه. هدف داشته باشه و از این سرگردونی و پریشونی در بیاد.


خوب که فکر میکنم علوم انسانی بر همه چیز مقدمه و ارزشمند تر. در صورتی که تا پارسال منم مثل عامه مردم فکر میکردم بدرد نخور ترین علم ، علوم انسانی است و مخصوص افراد تنبله!!

اما اکنون متوجه شدم که اتفاقا اساس و بنیان جهان و سیستم مدیریتی کشورها و سیاستهای کلان هر کشور و حتی کل جهان فقط توسط افرادی که در این حوزه تحصیل کرده باشند و عالم باشند، گردانده میشه.

یعنی یک فیلسوف میگه که مهندس چی بسازه!

یک فیلسوف میگه افراد یک جامعه الآن به چی بیشتر ارزش بدن!! هنر، نجوم، شغلهای فنی، سینما و یا هر مقوله دیگری همش در گرو اندیشه یک فیلسوفه!!

اونه که میگه در چه زمانی چی مهم باشه و اجرا بشه. مثلا ارزش تحصیل بره بالا و تلاش کردن برای فتح این قله یا نه ! مثلا کار آزاد برد داشته باشه! یا حتی خانه دار بودن!

میخوام بگم افراد این حوزه دیدگاه و نگرش افراد جامعه رو تعیین میکنند. اونها هستن که به ما میگن در این عصر شاد بودن بهتره و یا در عصر گذشته کار فیزیکی و بدنی کردن و یا در عصری دیگر مذهبی صرف بودن و یا در عصری دیگر مسافر بودن و سفر کردن.

این افراد هستن که به ما دستور زندگی کردن میدن و حتی ساقط کردن زندگی دیگران.

و ما ناگزیریم در این رابطه مطالعه داشته باشیم و بفهمیم اندیشه های گوناگون چه میگفتند؟! چه هدفی داشتند؟! آیا بهش رسیدند یا نه؟! و آیا باید تغییر کنند یا نه؟!


و من مجبورم علیرغم این سالها به فلسفه و جامعه شناسی و روانشناسی روی بیارم و کمی ذهنم رو مرتب کنم.

و فعلا با این کتاب شروع کردم. سایت طاقچه و سایت فیدیبو ، دو سایت معتبر کتابخوانی الکترونیکی هستن و نرم افزار ریدر خیلی خوبی هم دارند و کتابهای خوبی هم برای فروش دارند به نصف قیمت چاپی اونها.

دوستان کتابخوان میتونن از اونها استفاده کنند.


من که فعلا تازه شروع کردم به مطالعه در این باره. حالا ان شالله بعدا فهم خودم رو از مطالب این کتاب اینجا هم مینویسم. شاید کسی خوشش بیاد.


* * * فردا صبح عازم سفر هستیم. هنوز مسیر دقیقی تعیین نکردیم ولی مقصد معلوم هست. یاسوج و خانه.

بار و بندیل رو بستیم. بعضیهاشونو تو صندوق ماشین چپوندیم . مونده بقیه که صبح زود باید بچینیمشون.

ان شالله خدا کمک کنه به صحت و سلامت سفر انجام بشه و به شهر و دیارمون برگردیم و در کنار خانواده خوش باشیم.


* * * از امام رضا ع  خداحافظی کردم و همچنین از دوستان جانم.


* * * اسفند هم داره تموم میشه و به سال جدید نزدیک میشیم.

داشتم سالی که گذشت رو مرور میکردم. اتفاقاتش. تصمیم هام. آرزوهام. 

سال 95 ، سال خاصی بود برام.

نیمه اول سال به سختترین شکل ممکن گذشت. با زجر و بدبختی هرچه تمام تر. در نهایت نتیجه اسف باری هم داشت.

هیچ وقت یادم نمیره اون روزها و سختیهاشو. هیچ وقت.

چقدر پریشون بودم. چقدر عصبی بودم. چقدر افسرده شده بودم. چقدر ناتوان و رنجور شده بودم. چه بدو بدوهای الکی که نکردم! چه مصیبتها که نکشیدم.

باورم نمیشه همه ی اونها رو مرضی تحمل کرد. باورش سخته.

ولی هرچه بود گذشت!!

نیمه دوم سال آرومتر بود. اومدیم مشهد. خلوت گزیدیم و از عوامل رنج آور خودمون رو دور کردیم. منم خودم و ذهنم رو بازیابی کردم. هدفی تعیین کردم و براش تلاش کردم.

مطالعه. 

تغییر نگرش.

تغییر از اساس و بنیان فکر.

من در این 5 -6 ماهی که در مشهد بودم ، حدود 15 -16 کتاب با موضوعات مختلف مطالعه کردم. از سطحی گرفته تا تخصصی. خداروشکر اینکار خیلی برام مفید بود. منو بزرگ کرد. آرومم کرد. توان پذیرش مسائل رو بهم داد. افق دیدم رو گسترده تر کرد و من دستاورد بزرگی داشتم. 

تو این مدت با دوستانی مجازی رفت و آمد واقعی کردم و چقدر دوست داشتنی بودند و عزیز.

محبتهاشون هیچ وقت فراموشم نمیشه. مخصوصا میهمانی تولدی که برام گرفتن.

حالا هم نزدیکه نوروزه.

امید که سالهای زیادی رو در سلامتی به نوروز برسونیم و به خواسته هامون رسیده باشیم.






تاریخ : یکشنبه 22 اسفند 1395 | 00:19 | نویسنده : marzi | نظرات (15)


  • paper | خرید رپورتاژ آگهی دائمی | بازی آنلاین
  • ماه دامین | خرید رپورتاژ دائمی