X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 @ 11:41

تکرارهای متنوع

دیروز که رفتم کلاس از در که وارد شدم ، دیدم میزها خالی اند و بچه ها دارن کیک و شمع و چایی آماده میکنن. گفتم چه خبره؟ گفتن برای روز معلم واسه مربی خیاطیمونه.

مربی اومد و غافلگیر شد و خوشحال.

همه دست میزدن و تبریک میگفتن و یکی از دخترهای پرشور کلاس رقص چاقو انجام داد و چاقو رو داد به مربیمون. بعدم کیک و چایی خوردیم و حرف زدیم و کلی خندیدیم در نهایت یه تعدادی که درس گرفته بودن رفتن و بقیه هم به نوبت درسهامونو گرفتیم. البته من دیروز فقط یه نمونه دوختم رو نشون دادم و رفع عیب کردم. یقه انگلیسی و پیراهن شومیزی که جیب تو درز لباس داشت. درس سختی بود و خداروشکر یادش گرفتم.

جالبه که یک هفته بیشتره که من دارم این درس رو انجام میدم.

یه روز الگوشو کشیدم ! دو سه روز مشغول مدلسازیش بودم ! چندین روز صرف پیاده کردنش روی پارچه شد و برش اون و از مهمتر دوخت و اتوکاریش!


تو همین مدت من دندان درد شدید گرفتم و خیلی اذیتم.

هر روز خدا هم مهمان دارم و یا اینکه میرم خونه بابا اینها و دوست و آشنا. یه روز هم رفتم کمک مامان کابینتهاشو مرتب کردیم.

میخوام بگم خیلی روند کارهام کند پیش میره!

اصلا نمیتونم تند تند کارهامو انجام بدم. یه جوریم. انگار مجبور نیستم یا هم میشه از زیرشون در رفت!  اصلا بیحالم خیلی. همش دوست دارم دراز بکشم و آهنگ گوش بدم و با گوشی ور برم.

دوست دارم حرف بزنم ولی نمیدونم با کی.

دوست دارم کارهای مفید بکنم ولی نمیدونم چرا بی حوصله و بی انگیزه ام.

خانمها توی خیاطی یه شوق و ذوق خوبی برای دوخت و دوز دارن. منم درسهامو یاد میگیرم و میدوزم ولی نه با اشتیاق. نمیدونم چرا حس شادی اونطور که باید بهم دست نمیده.

شایدم در تعریف شادی اشتباه میکنم. یعنی اصلا نمیدونم چه حسی بهم دست میده. فقط دلم میخواد یه کاریو که شروع میکنم زود تموم بشه بره پی کارش و دیگه تکرار نشه. از تکرار بدم میاد. از گیر کردن در کار و یا شرایط خاص و تکراری متنفرم. دلم میخواد سریع موضوع جدید و جالبی پیشامد کنه. تجربه جدید. حس جدید.

خسته میشم از مداااام الگو کشیدن. هر چند لازمه خوب بودن در هرکاری تمرین و تکراره برای اینکه اون موضوع ملکه ذهنت بشه و تو توش تبحر پیدا کنی. ولی من این خصوصیت بد رو دارم و متوجه شدم بدم میاد یه کتاب رو دو بار بخونم. یا اینکه بدم میاد یه فیلم رو دو بار ببینم یا یه مدل لباسو چند بار بدوزم .

و یا حتی بدم میاد یه مطلب رو چند بار واسه کسی توضیح بدم که بفهمه. خسته میشم و عصبی.

اینه که حتی مطمئنم من آموزشگر خوبی نمیشم!  )):

نمیدونم اینو چطور برطرف کنم. چطور تعادل بین متنوع بودن و تبحر داشتن برقرار کنم؟؟؟؟؟

تو همه مسائل زندگی این مسئله برای من پیش میاد. نمیدونم راه برون رفت از این نوع دیدگاه چیه؟؟؟؟؟


کسی چیزی میدونه در این باره؟

هرچند که افرادی که اینجا رو میخونن حوصله مشارکت و همفکری رو ندارن!



نظرات (13)
زهرآ ||
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 14:04
سلام مرضیه جان ..
خواستم یه حالی ازت بگیرم دوست هنرمندم
آشپزی و سلیقه ات را تحسین میکنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوبی؟ حال و احوالت بهتره؟
ببخشید من اصلا نتونستم به وبلاگها سر بزنم و بخونمشون. تقریبا از حال همه بی خبرم.
ممنون دوست گلم. لطف داری به من
سوری ||
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ساعت 13:10
سلام مرضی جان من امدم بگم می خونمت فکرنکنی رفتم.باز عکس خوراکی گذاشتی کلک، خوبه که دیگه حامله نیستم ولی بازم فرصت نمیشه با محمد که ادم غذاهای رنگی بپزه...
ان شا..تجربش کنی به زودی...
نوش جاااان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوبی؟ محمد خوبه؟
خوشحالم که هنوز منو میخونی.
جات خالی واسه غذاها

ان شالله
گلابتون ||
سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1396 ساعت 14:00
خیلی وقته که توی وبلاگ ها ندیدم کسی به روز باشه و بنویسه...خوشحال شدم از آشناییتون بانو...خیلی خوبه که خیاطی میکنی به نظر منم باید عاشق یه کاری بود تا توش پیشرفت کرد اما حالا که همت کردی و وقت گذاشتی ادامه ش بده حتما موفق میشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوست جدید. لطف داری.
منم از آشناییتون خوشحالم.
موافقم. ادامه اش میدم تا جایی که بتونم.
نسیم ||
سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1396 ساعت 11:20
مرضیه جان تقریبا همه مردم همینن! تنوع طلبی تو ذات بشر هست و آدمی از کار تکراری گریزونه. به نظر من تو خیلی داری به خودت سخت میگیری تو مسائل. البته یقینا تمرین و پشتکار رمز موفقیته و برای رسیدن به موفقیت باید ممارست به خرج داد ولی واقعا به حرف راحته. فکر هم نکن فقط خودت این مدلی هستی یا شدی! تعریفت هم از شادی به نظر من یه کمی تغییر بده سعی کن از هر چیزی ولو کوچیک لذت ببری. دنیا رو هر چی راحت تر بگیری خودت هم راحت تری. البته این نظر شخصی منه خانومی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نسیم باور کن خودمو ول کنم دست به سیاه و سفید نمیزنم یعنی در این حد داغونم ها.
ولی قبول دارم باید از چیزهای کوچیک نهایت لذت رو برد
مامان اهورا و آریا ||
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 ساعت 14:33
سلام مرضیه جونم خوبی
برای پست قبل نتونستم اونجا نظر بدم اومدم اینجا
واااای چه غذاهایی چه باسلیقه
منم عاشق آشپزی و این کارام واقعا لذت میبرم از انجامش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنونم. نظر لطفته
بهامین ||
دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 ساعت 02:03
سلام مرضیه جونم
خوبی؟؟
خیاطی واقعا حوصله میخواد من تایمی دوماه رفتم اما دیگه ادامه ندادم خخخخخخ
سوالت واقعا جالب و درعین راحتی سخته چطور رعایت تعادل
اما من فکر میکنم اگه علاقه مند باشی به کاری و هدف پررنگی داشته باشی این تعادل ایجاد میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوبم سپاس. تو خوبی؟
آره واقعا. همین الگو کشیدنش واویلاست چه برسه به برش و دوخت!
شوهرم هم همینو میگه. میگه اگه خواستت و هدفت بشه مطمئنا وقتتو براش میذاری و کیف میکنی
فاطی ||
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 ساعت 16:14
منم خیلی دوسدارم برم کلاس خیاطی اینجا شهریش550تومنه ولی همش میترسم هزینه کنم ولی یادنگیرم احساس میکنم خیلی سخته راستی مرضی توازشبنم که دوقلوباردارشدخبری نداری همونکه چندسال بچه دارنمیشداخه دیدم یه مدت جزلینکات بود بعدبه دنیااوندن بجه هاش دیگه هیچوقت ننوشت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بستگی داره مربی خیاطیت کی باشه؟ خوب و دقیق توضیح بده یا سرسری و رفع تکلیفی. مطمئنا یاد میگیری.

نه والا. خبر ندارم ازش
طلوع ماه ||
شنبه 16 اردیبهشت 1396 ساعت 17:34
مرضیه وقتی یه کاری رو شروع میکنی به خودت بگو که من این کارو انجام میدم که یاد بگیرم و لذت ببرم.فقط همین.نه اینکه من اینکارو انجام میدم که فقط انجامش داده باشم.میدونم سخته.ولی وقتی اینو تکرار کنی تو ذهنت و به خودت تلقین کنی واقعا دیگه هدفت فقط یاد گرفتن و لذت بردن میشه و از تکرار خسته نمیشی.نمیتونم چیزی که تو ذهنمه رو خوب بهت منتقل کنم.احساس منم اینه که کمی دچار وسواس فکری هم شدی.اگخ میتونی با مشاور در این مورد صحبت کنی و اون راهکار بده بهت
.شاید شاید نوشتن هم بهت کمک کنه که ذهنت رو خالیتر و ازاد تر کنی.حالا نه اینجا.روی کاغذ یا توی صفحه ورد یا هرجای دیگه.
به امید روزهای بهتر.شاد باشی مرضیه خانوم هنرمند...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میدونم چی میگی طلوع جون. ولی بازم فایده ای نداره.
آره متوجه شدم وسواس فکری دارم )):

ممنون عزیزم.
مامان یک فرشته ||
شنبه 16 اردیبهشت 1396 ساعت 10:30
نظرات اشپزی بسته بود.به همین خاطر اینجا نظر میدم
همه اینها دست پخت خودت هست؟؟؟خوشبحالتون چقدر تنوع غذایی.نمیدونم چرا من همش 3-4 نوع غذا درست میکنم اخه هم خودم بد غذام و هم همسرم.خسته شدم از غذاهای تکراری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره عزیزم. همش کار خودمه. مرسی.
خب کم کم ذائقه تونو تغییر بدین. آروم آروم. مثلا کم کم از کلم تو غذاهات استفاده کن. بعد هویج بعد فلفل دلمه بعد رب انار بعد سبزیجات همینطور آروم آروم
الهه ||
شنبه 16 اردیبهشت 1396 ساعت 10:29
سلام اجی خوبی درسته اجی اما اینکارهایی که گفتم رو انجام بده اجی ممکنه طول بکشه دو روز سه روز یا چندوقت اجی اما ارزش داره اجی خیلی زیاد با خودت تمرین کن اجی موفق میشی مطمینم
من تجربه شو دارم که میگم اجی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آجی. ممنونم.
الهه ||
جمعه 15 اردیبهشت 1396 ساعت 01:00
سلام اجی خوبی خداروشکر که بهت خوش گذشته اجی ان شاءالله زودی خوب میشی اجی
اجی در مورد خصوصیتی که گفتی و میخوای کنار بزاری باید با خودت تمرین کنی بگی من میتونم این خصوصیت رو کنار بزارم من میتونم دیگه خیاطی رو تکراری نبینم من میتونم کاری رو که شروع کردم اگه پایانش طولانی باشه تا اخر ادامه اش بدم من میتونم این خصوصیت رو کنار بزارم من میتونم از خیاطی لذت ببرم مثل همه دیگران من میتونم همه کار بکنم و به چیزی تکراری نگاه کنم خیلی خوبه اینارو با خودت تمرین کنی اجی ان شاءالله که درست میشه همه چی اجی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آجی.
گفتن با عمل کردن زمین تا آسمون تفاوته. حرف زدن راحته ولی آدم موقع انجام کار می بینه سخته.
این حالات و روحیات دست خودم نیست. نمیدونم چیکارش کنم؟
زینب (مسافرکربلا) ||
جمعه 15 اردیبهشت 1396 ساعت 00:36
سلام پریسا جونم خوبی عزیزدلم ؟
من بعضی وقتا اینجوری میشم ولی نه همیشه ...بعضی چیزاهم هست هرچقدم تکرارشون کنم بازم ازشون سیر نمیشم .
برای مقابله با این خستگیت حتی با وجود همین خستگی و بی حوصلگی شروع کن به انجام کارهای متنوع یه کم که بگذره خود به خود انرژی میگیری منکه اینجوری ام :)
راستی پریسا جون مجبور شدم از دست میهن بلاگ برگردم بلاگفا اگه خواستی اونجا بیا پیشم از این به بعد:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. تو خوبی؟ من بد نیستم.
زینب من مرضیه ام ها
پریسا زایمان کرده سرش شلوغه. هنوز نیومده به نت.

والا موندم چطور استارت کارهایی که دلمو زدن ، بزنم؟؟
سختمه.
چه خوب که رفتی بلاگفا. اونجا مرورگر خاصی میخواست من نداشتم. نمیتونستم واست کامنت بذارم
سپیده مامان درسا ||
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 ساعت 19:15
ای جانم چقدر خوب که مربی خیاطی رو هم غافلگیر کردین الهی همیشه جشن و شادی باشه واسه همه

مرضیه جونم خیلی فکر میکنی عزیزم خودتو از همه چی میندازی این جوری با فکر کردن زیاد ، شاید خسته ی جسمی نباشی اما خسته روحی هستی ، سعی کن فکرتو با چیزای شاد و مثبت پر کنی میدونم سخته ولی باید ما آدم ها گاهی وقتها برای بهتر شدن روح خودمون این کارو باید انجام بدیم
موفق باشی دوست خوبم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره سپیده جون. من خیلی فکر میکنم و همین داغونم کرده. نمیدونم چکار کنم. یه جور وسواس فکری گرفته منو.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد