X
تبلیغات
رایتل

برای ارتقاء فرهنگمان فیلم می بینیم.

این بار : 

ایستاده در غبار


از همون اول فیلم با دیدن بازیگر نقش شهید احمد متوسلیان ، حس کردم بابامه.

به لحاظ چهره خیلی خیلی شبیه جوانیهای بابای منه.

اتفاقا بابام تو جنگ فرمانده بود و از قضا در کردستان هم خدمت کرد. و تمام این فیلم تداعی کننده زندگی اون روزهای بابای منه. جالبه حتی صلابتش. حتی محکم ایستادن روی حرفش. حتی مقرراتی بودنش اونجا که به شهید وزواتی میگه تو باید ساعت 6 میومدی پیش ما و الآن ساعت 4 هست و دو ساعت زودتر اومدی باید این دو ساعت هم به بچه ها تمرین میدادی.

بابام همینقدر منظمه و اصولی.

حتی قد بلندش ، حتی استایل بدنش و حتی بینیش  وااااای چقدر شبیه بابامه.

فقط فرقش این بود که خدا به ما لطف کرد و بر ما منت گذاشت و در طول چهار سالی که بابام در جنگ بود ، مشکلی براش پیش نیومد و سایه سرما و حامی و دلگرمی و امید ما به زندگی شد. امید یک طایفه ، یک فامیل ، حتی یک شهر.

خداروشکر که بابام هست و میتونم به چهره اش نگاه کنم و قربون قد و بالاش برم.

و اما فیلم :

خیلی خوب بود. ذهنمو خیلی درگیر کرد. همش خودمو جای مادران و زنان اون دوران میذاشتم و شرایط جنگ و دلواپسی برای بچه ها و شوهرهاشون. اینکه هر لحظه ممکنه خبر شهادتشون برسه.

شرایط وحشتناک جنگ و شهید و مجروح شدن خیلی ها.

واااااای خدایا همیشه جنگ رو از ملت ها دور بدار. همیشه آرامش باشه و صلح و امنیت.

چه روزگار سختی بود. باید قدر این امنیت و آرامش رو دونست.


* * *  سالهای 88 تا 92 تو خونه ای مستاجر بودیم. با صاحبخونه و همسایه رابطه خوبی داشتم. صمیمی.

یه روز خونه همسایه کناری مون نشسته بودم که یهو آیفونشون زنگ خورد. من تازه اومده بودم پیش زن همسایه.

دیدم برادرشوهرش و خانمش اومده بودن سرزنی. میخواستم برم خونه خانمه کلی اصرار کرد بشین و اینها.

داشتیم حرف میزدیم که برادرشوهرش از من پرسید فلانی چیکارته؟  منم گفتم بابامه.

گفت جدی؟ بعدش دیگه شروع کرد به تعریف و تمجید از بابام. مثل اینکه تو کردستان سرباز بابام بود. اینقدر اون روز از خوبیهای بابام برام تعریف کرد که سراسر شور و شوق شدم. انگار تو آسمونها بودم. به داشتن بابام افتخار میکردم.

بعدش از مال و منال بابام پرسید. وقتی گفتم فقط یه خونه داره و یه ماشین خیلی تعجب کرد. که چطور؟ با اون موقعیتی که بابات داشت الآن باید نصف یاسوج مال خودش می بود. و بعد دوباره خودش تاکید کرد که انسان پاکدست و حلال خوریه. 


* * * باید حتما این فیلمو به بابام نشون بدم. مطمئنم خیلی از خاطراتش زنده میشه


* * *  سرگذشت احمد متوسلیان خیلی برام غمناک بود. کاش امیدی به زنده بودنش باشه. امیدوارم روزی خبر خوشی ازش برسه.



تاریخ : یکشنبه 14 خرداد 1396 | 14:41 | نویسنده : marzi | نظرات (7)