X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
شنبه 11 شهریور 1396 @ 10:56

سفرنامه شیراز

یه دو روزی رفتیم شیراز به اصرار من. دلم سفر میخواست ولی همسری دیسکش چند روزه دوباره دردش شروع شده زیاد موافق سفر نبود. بهرحال رفتیم. جاتون خالی خوش گذشت.


و حالا شرح سفر از زاویه دید مرضی : 

اول از همه تو مسیر جاده یاسوج به شیراز با وجود اینکه عصر نزدیکهای غروب بود که راه افتادیم ، ولی مناظر و باغات زیبا کاملا قابل مشاهده بودن.

من عاشق این جاده ام. بخاطر هواش و طبیعت زیباش.

به کوهها فکر میکردم و اینکه چقدر من خوشبختم که زاده کوهستانم. دختری در اقلیم کوهستانی.

خوشحالم که خاک کوه توش سنگهای بزرگ و سخت هست. بقولا صخره ، تخته سنگ. 

چه خوب که خاک اینجا سیاهه. چون پر از هوموسه. و هوموس نشان دهنده طبیعتی زنده است. طبیعتی با حضور درختان و گیاهان و همچنین بارش باران و بودن جویبارها و دره ها و رودها.

خوشحالم که تا کنون بیشتر عمرم در همچین میحطی سپری شده.

بچه که بودم چون تجربیاتم فقط در همچین محیطی بود ، خیلی برام عادی بود. فکر میکردم همه جا درخت گردو هست ، همه جا درخت زیبای سپیدار وجود داره. همه جا باغ هست و رود و برف و بارون.

بزرگ که شدم ، تجربه زندگی در جاهای دیگه مخصوصا دیدن کویر بهم فهموند ما خیلی خوشبحالمونه. آب داریم و اونها همیشه آبشون شور و با سختی بالاست.

درختانشون دست کاشته و درختان خودرو شون فقط خاره و گز و تاغ. سرسبزی طبیعی ندارن فقط با کشیدن آب از زمین اونم با مشقت میتون مقداری فضای سبز داشته باشن و ما از وقتی یاد داریم لا به لای بوته ها و درختان بزرگ شدیم.

اونم یاسوج قدیم که پر بوده از درختان سیب و انگور و بنه و زالزالک و بلوط دوستداشتنی و گلابی و گردو و آلو و بوته های خوشبوی یاس و پیچ امین الدوله.

ولی حیف که سالهای اخیر به دلیل تغییر اقلیم و رشد جمعیت هم هوا گرمتر شده و هم طبیعت رو به زوال رفته و دیگه کمتر خونه ای توش درختچه یاس هست! درخت اقاقیا و بوی زیباش فقط تو محله های قدیمی میشه دید.

همه  رو به نابودی میره متاسفانه.


به شیراز که رسیدیم مسیر کمربندی رو انتخاب کردیم و راهمونو به سمت تخت جمشید و مرودشت کج کردیم. محل اقامتون اونجا بود.

شب تو مرودشت ساندویج خوردیم. خدایی ساندویجهای شیراز حرف نداره. مخصوصا ساندویج متری هاشون. من که زیاد اهل فست فود نیستم ولی تو شیراز حتما امتحانشون میکنم. و باید اعتراف کنم بهم چسبید مثل چسب دو قلو.

وقتی رسیدیم تنها کاری که کردیم خوابیدن بود. خخخخ


صبح روز بعد ، گشتن با تخت جمشید و پرسپولیس شروع شد که هدف اصلی من از این سفر بود. یادمه پارسال با خوندن مطلبی درباره تخت جمشید دلم خواست میدیدمش و حالا میسر شد.

کلا اون روز تو فاز تاریخ بودم و گذشتگان.

با دیدن هر بنایی و خوندن مطالب مربوط بهش تاریخ رو مرور کردم و حتی مجسم کردم.

بچه که بودیم تاریخ رو فقط حفظ‌ میکردیم واسه امتحان و نمره ولی من الآن در سن 29 سالگی تشنه دانستنش به منظور فهم و درک واقعی اون روزگاران هستم و دلم میخواد بدونم چی بودیم و چی شدیم.

تمامی بناها با آدم حرف میزدن. جالب بودن و شگفت انگیز.

مدام بهت یادآوری میکنن هنر بسیار زیبای ایرانی ها رو. دائم شکوه و جلال و جبروت امپراطوری کوروش و داریوش و فرزندان هخامنشیان رو بهت گوشزد میکنن و باعث فخر و مباهاتمون میشن.

ما اگر این پیشینه رو نداشتیم باید چه میکردیم؟!

 تمام مدتی که از بقایای پرسپولیس و شکوه تخت پادشاهی اون زمان دیدن میکردم ، در حال تجسم اون روزگار بودم و افسوس میخوردم برای ناکامی های دوران ، بی لیاقتیهای پادشاهان خاصی که بعد از هخامنشیان اومدن و نتونستن اون عظمت رو برگردونن و سبب از بین رفتن تخت جمشید شدن.

بقول همسری ، ایران در اون زمان مثل آمریکای چند قرن اخیر بود که تمام ملتها زیر نگین پادشاهیش بودن.

اینو نقشهای حک شده بر دیوارهای تخت جمشید میگه. راهنما که نقشها رو توضیح میداد جالب بود. حتی افرادی از آفریقا هم اومده بودن دست بوسی شاه ایران. یعنی ایران بر کل جهان اون روز سلطه داشت.

تو ذهنم کاخ را بازسازی کردم. مراسمات رو مجسم کردم. خیلی جالب بود و لذت بخش.

و حالا از اون همه شکوه فقط چندین سنگ و ابزارآلات کشف شده وجود داره.

یه چیز خیلی جالب بود اونم اینکه میدونستن سنگ ماندنیه بهمین خاطر کتیبه ها رو برای ماندگاری روی سنگ نوشتن. حتی روی چند سنگ حساب کتابهای مالی با خدمتکاران هم نوشته بودن.

آدم باورش نمیشه که این چیزها دو سه هزارسال قبل از میلاد مسیح ع وجود داشته.


صبح تا ظهر به دیدن پرسپولیس گذشت و من غرق در تاریخ بودم. 

ظهر رفتیم شیراز و در رستوران هفت خان ناهار خوردیم. خیلی تعریف هفت خوان رو شنیده بودیم ، گفتیم بریم ببینیم چطوریه.

بیشتر به لحاظ ساختمانی و فضاها جذاب بود. دکوراسیونش و موسیقی زنده اش. کیفیت غذاش هم خوبه ولی خیلی گرون بوده. به نظرم بیشتر پول غذا بخاطر کلاس کاره. البته از حق نگذریم ، غذاش خوشمزه بود.

قسمت موسیقی اش هم جالب بود. شیرازی ها هم که همه اهل دل و شادن و آدم در کنارشون بهش خوش میگذره.


بعد ناهار رفتیم ارگ کریمخان زند.

دلا بسوزد براااااااااای کریم خان زند. این انسان والا و دوستداشتنی. ارگش و محل حکومتش چقدر ساده و بی ریا بود. مسئولین فعلی هم درست رسیدگی بهش نمیکنن انگار در حال پوسیدنه. ولی تا دلت بخواد بناهای موردعلاقه شونو زینت می بخشن و بهش رسیدگی میکنن.


بعد از ارگ ، رفتیم نارنجستان قوام و خانه زینت الملوک.

این دو مکان خیلی زیبا بودن. عمارتها و خانه هایی به سبک ایرانی اصیل.

خونه باغ خوشگل با تزئینات خیلی قشنگ. حوضها و آبنما ها و باغچه های قشنگ. 

ایوان های زیبا. سرداب خوشگل و با صفا. اتاقهای تو در تو و با راهروهای زیاد و با پنجره های بسیار فشنگ. شیشه های رنگی عبور نور از آن و صدچندان کردن زیباییش.

بسی لذت بردیم.

تو این دو مکان موزه اشیای عتیقه و موزه مشاهیر فارس رو دیدیم.

بعدم رفتیم محل اقامتون.

صبح روز بعد هم رفتیم مجتمع خلیج فارس و هایپر استار و خرید نمودیم. ظهر هم تو یه رستوران اول گویم به نام تکوک غذا خوردیم و ساعتی هم نشستیم.

بعد هم حرکت به سمت یاسوج. بین راه تو باغاهایی نشستیم و چایی و مخلفات خوردیم و از هوای دل انگیز و خنک عصرگاهی لذت بردیم و شب هم رسیدیم یاسوج.

حیف که نمیتونستیم بیشتر بمونیم. سفر مختصر و مفیدی بود. به من که خیلی خوش گذشت.

امروز هم باید کاااااارهای بسیار انجام بدم.

شاید فردا یا پس فردا ، رئیس اداره همسری از مشهد بیاد اینجا و من باید میزبان خوبی باشم. از همین حالا استرسش رو دارم.

یکی دیگر از آقایون دکترها دیروز پریروز اومد یاسوج و ما نبودیم که میزبانیش کنیم. فقط تلفنی گفت ما یاسوجیم و قصد دیدار داشت که نشد. ولی از یاسوج و سی سخت خوشش اومده بود و تعریفشو میکرد.

راستی یه دایره خریدم. کلی ذوقشو دارم. میخوام تمرین کنم واسه مجالس خصوصیمون بزنم حالشو ببریم. خخخخ


نظرات (9)
نسیم ||
یکشنبه 19 شهریور 1396 ساعت 14:18
وای که من عاشق شیرازمممممم عاشق پاسارگاد و تخت جمشید. عاشق حافظیه و سعدیه و حال و هواش، عاشق باغ ارم ارگ کریم خانی و...
حس بزرگ بودن بهم میده و متاسفانه تاسف!!!!
دوبار رفتم باز هم بشه میرم. بار آخر سر نویان 2 ماهه بودم.
خخخخ از هفت خان نگو که کلی خاطره خنده دار دارم باهاش (سر گرون بودن غذاهاش کلیییییی خندیدیم)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای منم عاشقشم.
دفعات قبل رفتم حافظ و سعدی و باغ ارم و باغ ملی.
این دفعه این مکانهای جدید رو انتخاب کردیم.
واقعا غذاش گرون بود!!
فکر کن قیمه 48 هزارتومن!!! اگرچه که قیمه اش خوشمزه بود ولی مال خودم خوشمزه تره
کباب شیشلیکش هم گرونتر از پدیده مشهد بود! مشهد ما پرسی 50 تومن فقط شیشلیک خالی خوردیم.
اما اینجا میکس شیشلیک و مرغ رو میگفت 68 هزارتومن. البته خرده هاشو گرد کردم وگرنه 68500 بود.
ترشی 6000 تومن!! یه کاسه کوچیک. من با 6000 هزارتومن چند لیتر ترشی درست میکنم. ترشی های بیرون یه کیلو میشه فکر کنم.
خلاصه چزوندمون. البته جهت تست بد نبود. دلم میخواست این هفت خان که میگن رو تجربه کنم که کردم.
بهامین ||
پنج‌شنبه 16 شهریور 1396 ساعت 01:49
سلاااااااااااااااام عزیز دلم
خوبی؟؟
همیشه به سفر
خوشحالم بهت خوش گذشته عزیزم
مطمئنم بهترین میزبانی را انجام میدی
دستپختت که بینظیره دل منو برده عالیه
به خودت ایمان داشته باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاااااام خوشگل بانو. خوبم سپاس. تو چطوری؟
ممنون گلم.

عزیزم شرمنده ام میکنی با تعریفت
من هم یک منتظرم. ||
چهارشنبه 15 شهریور 1396 ساعت 01:19
همیشه به گشت و سفر...کاره خوبی کردین که رفتین سفر


من نیومدم یاسوج تاحالا،انشالاه همیشه سلامت باشین..

دایره هم خیلی دوسدارم،واسه روحیه عالیه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بانو. ممنونم.
تشریف بیارین خدمت باشیم.
منم از دف و دایره خوشم میاد ولی نمیدونم چطور یادش بگیرم؟!
سپیده مامان درسا ||
سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 20:57
عزیزم چه کار خوبی کردین ، شیراز خیلی جای قشنگیه
الهی همیشه به گردش و تفریح باشین
چقدر زیبا همه چی رو تعریف کردی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون گلم
آره واقعا شیراز بسیار قشنگه
رها ||
سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 15:20
خوش به حالت مرضی.ما دیروز رفتیم کاشان یعنی مهرسام میذاره یه جا را درست ببینیم از بس شیطونه
همش باید مواظبش باشیم
فکر کنم تا اخر عمر نباید برم سفر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون رها جون.
نه بابا چرا تا اخر عمر!! فقط تا وقتی که یکم بزرگ بشه و درکش بیشتر بشه مثلا تا 5 - 6 سالگی.
ان شالله هرجا میری بهت خوش بگذره
مامان اهورا و آریا ||
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 10:46
سلام عزیزم. چه کار خوبی کردین. همیشه نباید سفر طولانی باشه گاهی سفر کوتاه بیشتر حال آدمو عوض میکنه چون نمیشه هی منتظر جور شدن وقت برای سفر طولانی شد و به این بهونه هیچ جایی نرفت
خوشحالم بهت خوش گذشته
منم عاشق تخت جمشید شدم واقعا آدم احساس غرور میکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سارا گلی. خوبین؟
آره بخدا. اتفاقا من سفرهای کوتاه رو بیشتر دوست دارم چون آدم خسته و دلزده نمیشه و سعی میکنه از کمترین فرصت بیشترین استفاده رو ببره.
اگه تونستی بیا و ببینش قشنگه ولی حتما اومدی با گروهها ببینیدش که راهنما توضیح بده واستون اونجوری بهتره.
زینب (مسافرکربلا) ||
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 00:22
سلام مرضیه جونم
خوش به حالت چه سفری داشتی حسابی گشتی و تفریح کردی ...واقعا چه جای سرسبز و با صفایی بزرگ شدی قدر این نعمتارو کسایی میدونن که ندارنشون .
:) خلوت بودن این مکانها یا بازدید کننده مث عید زیاد بود ؟این بناهارو دوست دارم اما با شلوغی بیش از حد بازدید کننده ها هیچ وقت درست و حسابی چیزی ازشون دستگیرم نمیشه !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم ممنونم.
من قدرشو میدونم با وجود اینکه دارمش.
خوب بود. نه زیاد شلوغ و نه خلوت. ولی هوا خیلی گرم بود. اگه خواستین بیاین مهرماه بیاین یکم هوا خنک شده باشه.
به اون شلوغی که مزاحمت ایجاد کنن ، نبود.
فرناز ||
شنبه 11 شهریور 1396 ساعت 13:48
چقدر خوب من عاشق شیرازم به ما که خیلی دوره. واقعا راست میگی زندگی تو طبیعت یه نعمته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم هم. شیراز عشقه. مگه شما کجایین؟
الهه ||
شنبه 11 شهریور 1396 ساعت 11:37
سلام اجی خوبی خداروشکر که بهت خوش گذشته ان شاءالله همسرت هم خوب میشه اجی استرس نداشته باش ان شاءالله میزبان خوبی هستی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. خوبی؟
ممنونم. گمون کنم دیگه نیان خونه. تعدادشون زیاده.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد