X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سه‌شنبه 8 خرداد 1397 @ 09:54

مشاهدات بیمارستانی و تحلیل سریال شهرزاد

من تکلیفم معلوم بود باید میفرستادنم اتاق عمل. 

دیروز روز شلوغی برای اتاق عمل بود و من یک ساعت تو یه اتاق سبز با لامپهای بزرگ و سرمای خاص درازکش بودم و کلی سیم و دستگاه بهم وصل بود و مقداری استرس داشتم و به تکنسین های اتاق عمل میگفتم نگرانم.

آخرشم با تاخیری یکی دو ساعته عمل شدم.

راحت بهوش اومده بودم و چون 20 ساعتی معده ام خالی بود اذیت نشدم.

ولی امان از لحظات آماده سازی برای عمل. خیلی خیلی خیلی حس بدی بود. یادم میاد حالم دگرگون میشه.

الآنم خوبم. فقط بدنم خرد خاکشیره. انگاری کوه کندم که اینقدر بی جون و خسته ام.

* * *  دیشب یهو صدای داد و بیداد بسیااااار وحشتناکی بلند شد. یه زنی داشت خودشو میزد و موهای خودشو میکند و به یکی از نگهبانان بیمارستان فحش میداد و میگفت میکشمت. خدا لعنتت کنه. 

مثل اینکه بچه کوچیک چند ماهه اش بستری بود. خودش و مادرش کنارش بودن. چون دو نفر همراه این بچه بودن ، مامور بزور یکیشو گرفت کشید که بره بیرون. با کشیدن اون ، بچه از روی تخت میوفته زمین. ارتفاع تخت زیاد بود. 

زنه خیلی ترسید و حالش بد شد گفت بچه ام رو ضربه مغزی کردی. دیگه این بچه برای من سالم نمیشه و اینها.

وای که چقدر خودشو میزد و میخواست بره نگهبان رو بزنه . بیماران و همراهان و پرستارانشون نذاشتن.

دلم کباب شد واسه زنه.

بچه اصلا گریه نمیکرد. حتی سرش خم شد تو بغل پرستار. بردنش ازش سی تی اسکن بگیرن. دیگه نمیدونم چطور شد.

وای که مادر بودن چقدرررر سخته.

وای که اتفاق فقط یه لحظه است و یک عمر بیچارگی و پشیمونی داره.


* * *  یه زنی دو تا بچه داشت که فاصله سنی بینشون کم بود. هر دوتاش مریض شدن و بستریشون کردن. یکیش تو این بیمارستانی که من بودم و یکیش دیگه اش یه بیمارستان دیگه. بیچاره مادره اینجا بود و پدرش پیش اون یکی بچه اش.

داشت میگفت دکتر بهشون گفته مننژیت داره. بیچاره نمیدونست مننژیت چیه. 

تو دلم کلی غصه خوردم برای اینم.


آدم وقتی میره بیمارستان دردهای خودش فراموشش میشه.

خدایا همه ی بیماران را شفا بده.




* * * راستی قسمت 15 فصل سوم سریال شهرزاد رو دیدید؟

آخ که چقدر با دیدنش ناراحت شدم واسه خیلیها. اگرچه قباد ظالم بود ولی دلم براش سوخت. تک و تنها شد و بیچاره.

فرهاد شخصیت بسیار دوستداشتنی که من خیلی عاشقانه های فرهاد و شهرزاد رو دوست داشتم ، زمونه و نامردی هاش چنان روح و جسمش رو آزار دادن که اونو از اندیشه ایده آل گراش دور کرد و کاری کرد که به فکر انتقام بیوفته. زمونه با بدیهاش بالاخره روی منش افراد تاثیر میذاره. هرچقدر هم که آدم مقاومت کنه.

و از همه بیچاره تر شهرزاد که بخاطر عشق زیادش به فرهاد حاضر شد فداکاری کنه و برگرده پیش قباد برای زنده موندن فرهاد. اما فرهاد این کارش رو درک نکرد و انتظار داشت روح آزادیخواهشون همچنان جسور بجنگن اما دیدگاه شهرزاد متفاوت بود. شهرزاد میگفت باید انسان وجود داشته باشه تا فریاد آزادی و آزاد اندیشی رو سر بده. کسی که نیست ، آزادی به چه دردش میخوره.

از طرفی بخاطر شناختی که از قباد داشت و میدونست به ذات آدم پلیدی نیست و فقط بازیچه آدمهای سیاس چون بزرگ آقا شده بود ، دلش برای اینم میسوخت و دوست نداشت کشته بشه و تلاش کرد نجاتش بده.

ولی خب وقتی نظرات افراد درباره فیلم رو میخونی می بینی اکثر افراد جامعه ما سطحی نگرن و واقعا سواد تحلیل کردن ندارن متاسفانه. از طرفی کاملا عجولانه قضاوت میکنن.

افراد زیادی میگفتن شهرزاد مثل فیلم ترکیه ای ها هر بار با یکی هست در صورت اینکه واقعا نمیتونن بفهمن شهرزاد فقط داره تلاش میکنه عشقش فرهاد زنده بمونه به امید زندگی کردنش و اینکه شاید آینده تغییر کنه.

از طرفی درک کرده بود که قباد بازیچه سیاست بزرگانی چون بزرگ آقا و سیستم رابطه بازی و فاسد مملکتیه و طفلی ناخواسته وارد همچین دم و دستگاهی شده بود و اظهر من الشمسه که قدرت و پول آدمها رو از انسانیت دور میکنه و ازشون انسانهای ظالم میسازه.

و شهرزاد اینو درک کرده بود و دلش نمیخواست قباد که کاره ای نبود کشته بشه. شهرزاد فقط دنبال اصلاح رفتار و افکار اطرافیانش بود. همین.

ولی مردم ناجوانمردانه قضاوتش میکنن. و البته همه حق دارن هرجور که درکشون میگه نظر بدن ولی آدم متاسف میشه برای این نوع دیدگاهها که در جامعه ما بسیااااار زیاده.

اینکه اغلب افراد میگن قباد شخصیت دوستداشتنیشون بوده و دلشون میخواد شهرزاد با قباد باشه و فرهاد بمیره.

خیلی برام جالبه که افرادی هستن که از فرهاد و شخصیتش بدشون میاد. اصلا آدم دهنش وا میمونه.

و حسن فتحی بسیار زیبا و هوشمندانه شخصیتها رو تبیین کرد و حتی بازیگران خیلی خوبی براشون انتخاب کرد.

شخصیت اکرم و اقاپرویز و همچنین هوشنگ واقعا جالبن و نماد قشری از جامعه هستن که نباید آدم دست کم بگیردشون. 

دلم میخواد صمیمانه از آقای فتحی تشکر کنم بابت این سریال جذاب و پر حرف.

بی صبرانه منتظر دوشنبه هفته بعد هستم ببینم چطور میشه؟!




نظرات (8)
نسیم ||
چهارشنبه 23 خرداد 1397 ساعت 08:57
من هنوز تا آخرش رو ندیدم ولی تا همینجا که دیدم میتونم بگم منم به شدت شیفته شهرزاد و عاشقانه هاش با فرهادم و کاملا درکشون میکنم. تو اینستا میدیدم همه طرفدار قبادن و برام خیلی جالب بود که چرا؟!!!! الان تحلیلتو خوندم دیدم کاملا باهات موافقم و خدا رو شکر هم عقیده پیدا کردم. راستی خدا بد نده چرا بستری شدی؟!بلا دور باشه ایشالا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای نسیم قسمت آخرشو دیدی؟ انقده ناراحت شدم که نگو.
ممنون. مشکلاتی داشتم و دارم که کم کم دارن حل میشن
فاطی ||
دوشنبه 14 خرداد 1397 ساعت 12:50
دیشب همش جلوچشم بودی کلی برات دعاکردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیز مهربون. انشالله اول خودت حاجت روا بشی.
مامان یک فرشته ||
پنج‌شنبه 10 خرداد 1397 ساعت 10:48
امیدوارم تا الان خوب خوب شده باشی.سلامتی نعمت بزرگیه ...
بیخود نیست که همه مردم ما از بیمارستان وحشت دارن حاضرن درد و رنج رو تحمل کنن اما نرن بیمارستان از بس که فشار روحی بهشون وارد میکنن.
تحلیل شهرزادت قشنگ بود تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم. بهترم خداروشکر.
سپیده مامان درسا ||
چهارشنبه 9 خرداد 1397 ساعت 16:13
عزیزم خداروشکر خوبی الان ، ان شالله زودی بهتر شی
منم با حرفات موافقم ، مثل همیشه منطقی و راست نوشتی مرضیه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوست قشنگم
الی ||
چهارشنبه 9 خرداد 1397 ساعت 11:48
عزیزم الان بهتری؟مرخص شدی؟
وای بمیرم برا مادر بچه...پرسنل بیمارستانای دولتی خیلی پستن...انگار با حیوون سروکار دارن نه ادم...حالا نمیدونم اونجا دولتی بوده ولی خب این اتفاقات تو بیمارستانای دولتی رخ میده اغلب...خصوصی پول بیشتری میگیرن کمی احترامت رو دارن
شهرزاد این قسمت دلم رو کباب کرد..پر غصه بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون عزیزم. بهترم. آره همون شب مرخص شدم و الآنم روبراهم.
آره بیمارستان دولتی بود.
وای دلم منم خیلی گرفت واسه شهرزاد
زینب(مسافرکربلا) ||
سه‌شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 23:18
سلام مرضیه جون
خدا بد نده عزیزم نمیدونستم عمل کردی به سلامتی انشالله که الان سرحال و خوب باشی
فضای بیمارستان خیلی عجیبه ....راستی آدم مشکلات خودش یادش میره .
خدا کنه بلایی سر طفلکی بچه نیومده باشه .بنده خدا اون یکی خانمه با دوتا بچه مریض چی میکشیده ...انشالله خدا خودش مشکل همه رو برطرف کنه .
راستی تولد همسرت هم مبارک انشالله سالهای سال با عشق و شادی کنار هم زندگی کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام زینب گلی. ممنون عزیزم. خوبم خداروشکر.
ان شالله.
ممنون دوست خوبم.
بهامین ||
سه‌شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 20:04
سلام عزیزم
خوبی الان؟؟
محیط بیمارستان اصلا دوست ندارم و همین یه علتی بود که پزشکی نخونم.


تحلیلی بسیاررقشنگی از سریال شهرزاد داشتی مرضیه جان
البته من هنوز قسمت ۱۵ نگاه نکردم
کارهای حسن فتحی همیشه بینظیره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام گلم. خوبم ممنون. تو خوبی؟
منم نفرت دارم.
واقعا همینطوره. من همه ی سریالهاشو دوست دارم
الهه ||
سه‌شنبه 8 خرداد 1397 ساعت 11:43
سلام اجی خوبی خداروشکر که عملت به سلامتی انجام شد ان شاءالله که زودی خوب میشی اجی خدا همه مریضا رو شفا بده علی الخصوص بچه هارو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. ممنون از لطفت.
ان شالله
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد