X
تبلیغات
زولا

مژگان رو اولین بار تو کلاس خیاطی دیدم. بسیار پرشور و حال و سرزنده.

از در که وارد میشد بلند به همه سلام میداد و با مربی خوش و بش میکرد و بعد با چند تا از خانمهای پرشور و حال دیگه کلی سلام و احوالپرسی میکرد و بعدش میرفت چرخی تو کلاسها میزد و با همه گرم میگرفت. آخر سر میومد و به درس میرسید.

تو کلاس خیاطی ما گروهی درس میگیریم ولی من چون از آبان دنبال کلاس بودم ولی کسی پیدا نشد باهام باشه ، بهمن ماه ثبت نام کردم اون موقع تنها درس میگرفتم. تا اینکه سال 95  برای 6 ماه رفتم مشهد و بعد برگشتن که دوباره خواستم درسمو ادامه بدم مربیمون مژگان رو با من تو یه گروه قرار داد.

هنوز دو سه تا درس نگرفته بودیم که یه خانم خوش صحبت دیگه شیرازی هم به جمعمون اضافه شد. از اون به بعد من مژگان و اون خانم رو بیشتر شناختم و از بودن باهاشون لذت بردم. اون خانم دو تا دختر داره که یکیش ازدواج کرده و یه نوه کوچولو داره. مژگان هم یه دختر و یه پسر داره که دخترش دانشجو ئه و قراره عروسش کنه.

مژگان شخصیت جالب و قابل تحسینی داره. خیلی ازش خوشم میاد. وقتی تعریف میکنه سراپا گوش میشم.

شخصیتی مثبت نگر ، امیدوار ، پرتلاش ، شیک و امروزی ، با دیدگاهی باز و جذاب.

خیلی زود فهمیدم چند سال پیش بخاطر سرطان روده عمل سختی داشته و هنوز که هنوزه اذیته و دائم میره چکاب پیش دکترش.

داستان اون روزها رو برام تعریف میکرد که به من امید و انگیزه بده. چون از پی جی دی سال 95 من خبر داشت و میدونست خیلی ناامیدم و حالم گرفته است .

میگفت هرکی میومد عیادتش گریه میکرد و با خودشون میگفتن میمیره حتی جلوش گریه میکردن ولی اون به خودش میگفت من بخاطر دخترم باید زنده بمونم. دخترم بهم نیاز داره.

میگفت روحیه مو نباختم. عمل سنگینی انجام دادم و ماهها و سالها درگیرشم. ولی تو همون بیمارستان روی تخت کتاب خوندنم همیشه پابرجا بود. موسیقی همیشه گوش میدادم. به خودم مدام میگفتم باید سرپا بشم و شدم.


مژگان لباس پوشیدنش هم جالبه. عاشق رنگ قرمزه و نحوه پوشش خودش از دخترش جوان پسندتره. اهل خنده و شوخیه.

همیشه تغذیه خاصی تو کیفش داره و به همه ی خانمهای خیاطی تعارف میکنه. همیشه هویج شسته و خرد شده کلم بروکلی شسته و خرد شده ، نخود و کشمش ، گردو ، گاهی شکلات همراهشه. و البته دمنوشهای خاص و خوشمزه اش. اول میره باشگاه بعدش میاد خیاطی. برنامه منظمی برای سلامتیش داره و همین امر باعث شده تا حالا بتونه دوام بیاره و جلوی پیشرفت سرطانش رو بگیره.

مژگان بسیار هنرمنده. تو آزمونهای هنری نمره 100 میاره و بعنوان مربی سالها فعالیت میکنه. فقط خیاطی اونم روش مولر رو مدرکش رو نداشت که حالا داره میگیره.

سرویس خواب میدوزه ، سرویس آشپزخونه ، سرویس عروس ، کیف پارچه ای ، سرمه دوزی ، ملیله دوزی ، دوخت تزئینی روی لباس ، مروارید دوزی  و حتی سرمه دوزی روی چرم هم انجام میده. کارش حرف نداره. همیشه هم مشتری داره و تو خونه کار میکنه.

قراره من برای یادگرفتن دوختن سرویس عروس و روتختی برم پیشش. بعد مولر.

جالبه که تمام وسایل دخترش رو خودش داره آماده میکنه حتی لباس نامزدیشو خودش دوخته. چقد بفکر دخترشه و چقدر جذابه چنین مادر هنرمندی داشتن.


مژگان خیلی انسان شریفیه. پسرش کلی جک و جونور تو خونه داره. کبوتر و  قناری و این چیزها. به گربه های بی پناه غذا میده و میذاره تو خونه شون زندگی کنن. مخصوصا اونهاییش که مریضن یا آسیب دیدن.

چند تا بچه گربه ای که تازه دنیا اومده بودن و مادرشون مرده بود رو با زحمت بسیار زیاد بزرگ کرد. خودش تعریف میکرد خیلی جالب بود. میگفت پدرم دراومد تا بهشون یاد دادم از درخت برن بالا یا بپرن پایین. چقد سخت بود بزرگ کردنشون و اینکه یادشون بدم خودشون غذا پیدا کنن. میگفت صبحها که میرفتم سرکار همه شون دور من حلقه میزدن و پام رو میگرفتن و میو میو کنان التماسم میکردن که باهام ببرمشون. 

همه محله میدونستن خونه مژگان اینها محل حمایت از حیواناته.

مژگان آشپزی اش هم خوبه. وضع مالیشونم خوبه و خیلی هم به بقیه کمک میکنه.

شخصیتش برام خیلی جالب و قابل احترامه. سعی میکنم در محضرش نکات مثبت رو یاد بگیرم و باهم دوران خوبی رو بگذرونیم.

ان شالله سلامت باشه و عمر با عزت و توام با سلامتی داشته باشه.






تاریخ : شنبه 9 تیر 1397 | 00:39 | نویسنده : marzi | نظرات (4)


  • paper | خرید رپورتاژ آگهی دائمی | بازی آنلاین
  • ماه دامین | خرید رپورتاژ دائمی