نهال تازه رَسی گفت با درختی خشک که از چه روی، تو را هیچ برگ و باری نیست چرا بدین صفت از آفتاب سوختهای مگر به طرف چمن، آب و آبیاری نیست شکوفههای من از روشنی چو خورشیدند به برگ و شاخهٔ من، ذرهٔ غباری نیست چرا ندوخت قبای تو، درزی نوروز چرا به گوش تو، از ژاله گوشواری نیست شدی خمیده و بی برگ و بار و دم نزدی به زیر بار...
یکم عکس زمستون برفی پیست اسکی کاکانِ یاسوج را ببینیم. تو عکس ۳ یه عده جمع شدن اطراف یه دختری که با تیوپ داشت سُر میخورد ، خورد زمین و گمونم گردنش شکست. آمبولانس اومده بود و داشتن فیکسش میکردن روی برانکارد که ببرنش. برف خوبه اما برف بازی اونم با تیوپ خطرات وحشتناک و جبران ناپذیری داره. از جمله قطع نخاع شدن! پارسال همین...